_(¯`·._ قلب تنها _.·´¯)_ |
!! کاش قلبم درد تنهايی نداشت ....برگ های آخر تقويم عشق...حرفی از يک روز بارانی نداشت ..کاش !! |
کسی را دوست دارم که ماهاست از پیشم رفته است ..
اما من باور نکردم ...
در ته مانده هاي ذهنم
بانويي را قايم كرده ام
كه هيچگاه دوستم نداشت.
هيچ وقت لبخندي واقعي
حتي قطره اشكي
يا شايد لحظه اي انتظار
برايم نداشت.
براي چه هنوز دوستش دارم نمي دانم،.....
ولي هنوز.........
ولی هنوز هم تو تک تک قطره های بارون خاطرات روز های بودنش رو میبینم !
ترسم زغم هجر تــــو ای یاربمیرم
نادیده تـــــو را سیربه یک بار بمیرم
مگذارکه دوراز تـــــو دراین کلبه خاموش
دل خسته وبیماربه ناچاربمیرم
مردن به کنارت خوشست ای همه خوبی
بگذرنفسی بر من وبگذار بمیرم
من زنده و مهجور بس عجب است این
ترسم از این غصه که بسیاربمیرم
زان بیش که فریادبرارم ز جفایش
ای مــــرگ بیاتا که وفـــــــادار بمـــــــیرم..!
سلام به همه دوستان گلم
بازم به خاطر کامنتای زیباتون ممنون ..... مرســـــــــــــــــــــــــــــــــی بابته همه چیز .........!
میبخشید که یکمی دیـــــــــــر اپ کردم اولا خواستم که یه تشکری بکنم از همگی ...
و دوما هم اینکه من شاید یه چند وقتی دیگه واسه آپ نیام ......البته واسه
خوندن کامنتای قشنگتون حتما میام ........میدونم که تنهام نمیزارید !.........
یه داستان کوتاه هم نوشتم براتون فکر میکنم بدک نباشه ...!
( اگه حوصله کردید بخونیدش... مرسی ) !
پسر بچه شرور پسر بچه ی شروری اطرافیان خود را با سخنان زشتتش ناراحت میکیرد. روز پدرش جبعه ای پر از میخ به او داد و گفت: هر بار که کسی را با حرفهایت نا راحت کردی ، یکی از این میخ ها را بر دیوار انبار بکوب .
روز اول پسرک20 میخ را به دیوار کوبید ، پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می ازارد کم کند، پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخ های کوبید شده به دیوار کمتر و کمتر شد .
چند روز بد پدر به او پیشنهاد کرد هر بار که توانست از کسی بابات حرفهایش معذرت خواهی کند ، یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بکشد .
روزها گذشت تا این که یک روز پسر ک پیش پدر امد و با شادی گفت: پدر ، امروز تمام میخ ها را از دیوار بیرون اوردم !
پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انباری رفتتند ، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت افرین پسرم کا خوبی انجام دادی ، اما به سوراخ های روی دیوار نگاه کن دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست .
وقتی تو عصبانی میشوی و با حرفهتایت دیگران را میرنجانی چنین اثری بر قلب شان میگذااری ، تو میتوانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و ان را بیرون بیاوری ، اما هزاران بار عذر خواهی هم نمیتواند زخم ایجاد شده را خوب کند ..!
راستی یادم رفت بگم ۴ مهـــــــر تولدمه
براي روز ميلاد تن من نميخوام پيرهن شادي بپوشي
به رسم عادت ديرينه حتي برايم جام سرمستي بنوشي
براي روز ميلادم اگر تو به فكر هديه اي ارزنده هستي
منو با خود ببر تا اوج خواستن بگو با من كه با من زنده هستي
خیلی خوب مثل اینکه دیگه زیادی حرف زدم .........
امیدوام ۱۲۰ سال شاد و سلامت زندگی کنید هر جا هستید خوش و خرم باشید
زندگی رو هم سخت نگیرید ..... یکی از دوستام میگفت زندگی ۱۰۰ سال اولش سخته!
در پناه اسمان دوستای گلم ....
''سخن عشق تو بی آنکه بر آيد به زبانم
چو عاشق از نگارش کام گیرد
چراغ ارزوهایش بمیرد
اگرمیدادلیلی کام مجنون
کجا افسانه میشد نام مجنون...!
خدانگهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار!
+نوشته شده درجمعه یکم مهر 1384ساعت 2:24 توسط (¯`·. قلب تنها .·´¯) | |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 طراح قالب |